
یعنی میشه خوشی بیاد دور ما توری بکشه؟
به آرزوهاش برسه هر کی که دوری بکشه؟
یعنی میشه شب بشینم دست روی موهات بکشم؟
کاشکی بدونم که چقـَدَرباید مکافات بکشم
یعنی میشه که شونه هات فقط پناه من باشه؟
چرا تا حالا نشده ، شاید گناه من باشه
یعنی میشه که دستامون با هم مثه یه رشته شه؟
خانه های ژاپنی با دیوارهایی ساخته شده است که دارای فضای خالی هستند و آن را با چوب می پوشانند . در یکی از شهرهای ژاپن ، مردی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد که مارمولکی را دید . میخ از قسمت بیرونی دیوار به پایین کوبیده شده و به اصطلاح مارمولک را میخ کوب کرده بود. مرد چشم بادامی دلش سوخت و کنجکاو شد . وقتی موقعیت میخ را با دقت بررسی کرد ، حیرت زده شد و فهمید این میخ 10 سال پیش هنگام ساخت خانه به دیوار کوبیده شده اما در این مدت طولانی چه اتفاقی افتاده است؟ چگونه مارمولک در این 10 سال و در چنین موقعیتی زنده مانده؛ آن هم در یک فضای تاریک و بدون حرکت ؟! چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است ! شهروند ژاپنی متحیر این صحنه ، دست از کار کشید و به تماشای مارمولک نشست. این جانور در 10 سال گذشته چه کار می کرده ؟ چگونه و چی می خورده ؟محو نگاه به جانور اسرار آمیز شده بود که سر و کله مارمولک دیگری پیدا شد. این مارمولک ، تکه غذایی به دهان گرفته و برای جفتش برده بود. مرد ژاپنی ناخواسته انگشت به لب گذاشت و به خود گفت :10 سال مراقبت بی منت ؛ چه عشق قشنگ و بی کلکی . چه طور موجودی به این کوچکی می تواند عشقی به این بزرگی داشته باشد اما خیلی وقتها ما انسانها از هم گریزانیم؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و ناشناخته بود اما اون وقتی رسید که قلب من
همه ی آرزوهاشو باخته بود




امروز روز تولدمه تولدم مبارک
خدایا.....از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار
نگاهی..... یادی...... تصویری...... خاطره ای
برای هنگامی که فراموش خواهیم کرد روزی چقدر عاشق بودیم
اگر چه حتم دارم مرا از یاد خواهی برد
ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ
دگر بعد از تو ای خورشید تابستانی عمرم
ببارد برف دی در تیرو مردادم خداحافظ
تورا با لحظه های سبز شیرینت رها کردم
وخود چون برگ پاییزی که افتادم خداحافظ
دارم وصیت میکنم میخوام برم یه جای دور ...اونجایی که فرشته ها هستن واسم سنگه صبور ....
طنابه دارو میبینی...توی اتاق ماله منه .... میخوام برم پیشه خدا ....این اخرین راهه منه ....
.دارم میرم تا بشم واست یه خاطره ...
فقط یادت باشه عزیز ...۵ شنبه ها منتظرم ...لا اقل بذار تو گور یه لحظه اروم بگیرم....وقتی میای یه شاخه گل...بذاز سره مزاره من ...
یه فاتحم واسم بخون یاده جوون رفتنه من .....
طنابه دارو میبینی...توی اتاق ماله منه .... میخوام برم پیشه خدا ....این دیگه غصه نداره ... ....
تا بخوانی و بفهی چقدر دوستت دارم

آی زندگی میمیرمو عمرمو میگیرم ازت
من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را
به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خودرا
وقتیکه بن بست غربت سایه ساز قفسم بود
زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود
آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت
چه اعتراف سختیه انگار رسیدم سر خط
تو ستارمو سوزوندی آخرش گفتی برو
آی دلت بسوزه بی رحم تو اسیر دلتی
کاش میدونستی عزیزم اون ستاره خودتی
تو سوزوندی خودتو با خودت منو سوزوندی
در کنار خودت باشه ولی بدونی که هیچ وقت![]()
نمیتونی مالکش بشی
چه دیر میفهمیم که زندگی همان روزهایی بود که زود سپری شدنش را آرزو میکردیم


